سيد محمد خالد غفارى

44

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

مدير و مدبّر برازخ جسمانى و اعمال و قواى حياتى عالم ما و ساير عوالم غير نورىاند . در اين نظام متقن و معقول همه چيز روى حساب و تقدير است ، و تحكّم و تصادفى در كار نيست و لذا براى حصول ارتباط و امكان تأثير و تأثّر ، بين عوالم انوار مجرّد محض ، و عوالم اجسام ، كه با هم تباينى بيّن دارند ، وجود عالمى ميانين كه هم با عالم مجرّدات و هم با عالم مادّيات متشابه و متجانس باشد ضرورى است . اين عالم ، همان « عالم مثال » است كه در جغرافياى روحانى ، در غرب عالم انوار و شرق عالم اجرام يعنى در حدّ فاصل آنها واقع است . در اين عالم ، عكوس و ظلال هر دو عالم شرقى و غربى به صورت اشباحى كه شكل و بعد ظاهرى دارند ، امّا مادّه و مقدار ندارند متجلّى است . در اين جهانبينى اشراقى ، « عالم مثال » حلقه اتّصال و ارتباط عالم ما با عالم انوار است و بسيارى از حوادث و پديده‌هاى عالم ما و اعمال خارق العاده‌اى همچون معجزات انبيا و كرامات اوليا و سحر سحره و كواهن ، و نيز بسيارى از مواعيد و معتقدات اديان چون بعث و حشر و دوزخ و بهشت و برزخ و غيره ، بدون قول به وجود اين عالم غير مبرهن و تعبّدى خواهند بود . از طرف ديگر تنوّع و تكثّر انواع موجودات در عوالم غير مادّى ( مثال - اثير ، عناصر ) و وجود و حيات آنها مستلزم قول و اعتقاد به « ارباب انواع » يا انوار قاهرهء عرضى است و بدون تصرّف و توسّط آنها ، با توجّه به نظم و حسابى كه در اين جهان جهانبينى هست ، غير مبرهن و غير قابل توجيه خواهند ماند . از جهتى ديگر ، اعمال عجيب و غريب حياتى موجودات زنده ، مخصوصا انسان ، بدون قول به وجود نفس ناطقه يا « نور اسفهبد انسى » در اين جهانبينى ، توجيه و تبيينى ندارند . بنا بر اين ، « انوار قاهرهء عرضى » ( اصحاب اصنام - ارباب انواع ) و « انوار مدبّر اسفهبدى » ( نفوس ناطقه ) و « مثل و صور معلّقه » ( عالم مثال ) ، سه حلقهء عظيم و اساسى دايرهء وسيع هستىشناسى اشراقىاند كه بدون قول بدانها توجيه و تبيين عالم هستى ، در اين جهانبينى ، غير مقدور است .